سه الکتروموتور با مشخصات یکسان در اختیار داریم. یکی در انبار است، یکی روی خط تولید نصب شده و سومی برای تعمیر ارسال شده است. آیا باید سه کد کالا بسازیم؟ اگر دستگاه چهارمی با همان مشخصات خریداری کنیم، چه چیزی به اطلاعات ما اضافه می‌شود؟ اگر توان آن متفاوت باشد، چطور؟

پاسخ به این سؤال‌ها، نقطهٔ شروع طراحی یک نظام کدینگ قابل‌اعتماد است. پیش از انتخاب تعداد رقم‌ها، پیشوندها و شکل کد، باید بدانیم چه چیزی را شناسایی می‌کنیم و چه تفاوتی برای سازمان ما معنا دارد.

برای طراحی کدینگ کالا، ابتدا باید سه سطح را از هم جدا کرد: نوع کالا در کلاس، قلم مشخص در آیتم و نمونهٔ قابل‌ردیابی در سریال. در این مقاله این چارچوب را «مدل هویت سه‌لایه کالا» می‌نامیم. این مدل به مسئولان انبار، خرید، نگهداری و تعمیرات و مدیریت دارایی کمک می‌کند دربارهٔ ثبت و کدگذاری کالا با زبان مشترکی تصمیم بگیرند.

کدینگ کالا چیست و از کجا شروع می‌شود؟

کدینگ کالا یعنی تعریف و شناسایی اقلام بر اساس قواعد مشخص و اختصاص شناسه‌ای که بتوان با آن به اطلاعات درست هر قلم ارجاع داد. این فرایند، نام‌گذاری، طبقه‌بندی و تعیین مشخصات هویتی را نیز در بر می‌گیرد. برای شروع، باید مرز میان نوع کالا، قلم مشخص و نمونهٔ قابل‌ردیابی آن روشن باشد.

فرض کنید یک قلم در سه فهرست با نام‌های «موتور سه‌فاز»، «الکتروموتور خط بسته‌بندی» و «موتور ۷٫۵ کیلووات» ثبت شده است. این نام‌ها به‌تنهایی نشان نمی‌دهند با یک قلم مشترک روبه‌رو هستیم یا چند قلم متفاوت. ممکن است یک کالا چند نام گرفته باشد؛ ممکن است هم چند کالای متفاوت، شرحی شبیه به هم داشته باشند.

اختصاص سه شمارهٔ متفاوت، این ابهام را برطرف نمی‌کند. ابتدا باید ویژگی‌های لازم برای شناسایی جمع‌آوری شوند و معلوم شود کدام تفاوت‌ها هویتی‌اند. سپس می‌توان تصمیم گرفت رکورد موجود را استفاده کنیم یا رکورد تازه‌ای بسازیم.

کد، راه ارجاع به یک هویت تعریف‌شده است. کیفیت آن به روشن بودن تعریف کالا، معیارهای تشخیص تفاوت و قواعد نگهداری اطلاعات وابسته است.

مدل هویت سه‌لایه کالا در کدینگ چیست؟

این مدل، سه پرسش را از هم جدا می‌کند:

لایه پرسش اصلی مثال
کلاس؛ هویت نوع چه نوع کالایی است و با چه ویژگی‌هایی توصیف می‌شود؟ الکتروموتور سه‌فاز و الگوی مشخصات آن
آیتم؛ هویت قلم کدام قلم با چه مشخصات معینی است؟ یک الکتروموتور با سازنده، مدل و مشخصات فنی مشخص
سریال؛ هویت نمونه دقیقاً کدام نمونهٔ قابل‌ردیابی است؟ دستگاه مشخصی که اکنون روی خط تولید نصب شده است

یک کلاس می‌تواند چند آیتم داشته باشد و از هر آیتم نیز چند نمونهٔ دارای سریال وجود داشته باشد. همهٔ کالاها لزوماً به ردیابی تک‌نمونه نیاز ندارند؛ انتخاب روش ردیابی را باید متناسب با ماهیت کالا و نیاز عملیاتی انجام داد.

کلاس کالا چیست؟ الگوی شناخت یک نوع کالا

کلاس تعیین می‌کند برای توصیف یک نوع کالا چه اطلاعاتی لازم داریم. برای الکتروموتور، ویژگی‌هایی مانند توان نامی، ولتاژ، تعداد فاز و نوع نصب مطرح‌اند. برای لوله، جنس، قطر و ضخامت اهمیت پیدا می‌کنند. بنابراین یک فرم عمومی با چند فیلد ثابت، همیشه برای شناخت همهٔ انواع کالا کافی نیست.

در تعریف کلاس، بهتر است این موارد روشن باشند:

  • نام و تعریف کلاس و مرز آن با کلاس‌های نزدیک؛
  • ویژگی‌های لازم، نوع داده و واحد اندازه‌گیری هر ویژگی؛
  • اطلاعات اجباری برای تأیید یک آیتم؛
  • مقادیر مجاز و شیوهٔ ثبت اصطلاحات؛
  • ویژگی‌هایی که در ساخت نام استاندارد کالا نقش دارند.

برای مثال، «توان» نام یک ویژگی است و «کیلووات» واحد آن. مقدار «۷٫۵» هنگام تعریف یک آیتم مشخص ثبت می‌شود. این تفکیک کمک می‌کند همهٔ افراد توان را با یک معنا و واحد معلوم وارد کنند.

کلاس‌بندی و توصیف کالا با ویژگی‌ها در چارچوب‌هایی مانند ECLASS نیز مطرح است؛ در آن، گروه محصول با ویژگی‌ها و مقادیر ویژگی توصیف می‌شود. این شباهت مفهومی، به معنای یکسان بودن ساختار یا اصطلاحات دو چارچوب نیست. توضیح رسمی کلاس و ویژگی در ECLASS.

کلاس را چقدر کلی یا جزئی تعریف کنیم؟

کلاس بسیار کلی، مانند «تجهیزات»، الگوی دقیقی برای توصیف الکتروموتور یا پمپ نمی‌دهد. از طرف دیگر، ساخت کلاس جداگانه برای هر توان یا هر مدل می‌تواند ویژگی‌های کالا را به انبوهی از کلاس‌ها تبدیل کند.

یک معیار عملی این است: آیا اقلام داخل این کلاس را می‌توان با یک الگوی توصیف منسجم شناخت؟ اگر پاسخ مثبت باشد، بسیاری از تفاوت‌ها را می‌توان با مقدار ویژگی‌ها بیان کرد. اگر ماهیت کالا و اطلاعات لازم برای شناخت آن متفاوت باشد، تفکیک کلاس قابل بررسی است.

آیتم کالا چیست؟ یک قلم با مشخصات هویتی معین

آیتم زمانی تعریف می‌شود که ویژگی‌های لازم برای شناسایی یک قلم مقدار گرفته‌اند. در مثال آموزشی ما، آیتم می‌تواند الکتروموتوری سه‌فاز از سازندهٔ فرضی A، مدل فرضی X، با توان ۷٫۵ کیلووات، ولتاژ ۴۰۰ ولت و نصب پایه‌دار باشد. این فهرست صرفاً برای توضیح مفهوم است؛ مشخصات کامل شناسایی باید متناسب با کاربرد سازمان تعیین شود.

آیتم می‌تواند پیش از خرید و ورود اولین دستگاه به انبار وجود داشته باشد. در این حالت، سازمان می‌داند چه قلمی را تعریف کرده است، حتی اگر هنوز هیچ نمونه‌ای از آن در اختیار نداشته باشد.

چه زمانی باید آیتم جدید بسازیم؟

ملاک، تغییر در ویژگی‌هایی است که سازمان آن‌ها را برای تمایز قلم تعیین کرده است. اگر در مثال ما توان از ۷٫۵ به ۱۱ کیلووات تغییر کند، با قلم متفاوتی روبه‌رو هستیم. اما جابه‌جایی همان دستگاه از انبار به خط تولید، به‌خودی‌خود دلیل ایجاد آیتم جدید نیست.

تغییر فروشنده، قیمت خرید یا شمارهٔ سفارش نیز معمولاً به رابطهٔ تأمین یا رویداد خرید مربوط است. این اطلاعات باید ثبت شوند، اما هویت فنی کالا را به‌تنهایی تعریف نمی‌کنند.

دربارهٔ سازنده و مدل باید تصمیم صریح داشت. اگر تفاوت سازنده بر کیفیت پذیرفته‌شده، اسناد فنی، الزامات خرید یا قابلیت استفاده اثر دارد، حفظ این تمایز ضروری است. اگر سازمان قلمی را بر مبنای مشخصات عمومی تعریف می‌کند و چند محصول سازنده را برای آن می‌پذیرد، ارتباط هر محصول با قلم عمومی و شرایط پذیرش آن باید روشن بماند.

کالای جایگزین، الزاماً همان آیتم نیست

دو قطعه ممکن است برای یک کاربرد مشخص قابلیت جایگزینی داشته باشند و همچنان هویت‌های مستقلی داشته باشند. ثبت رابطهٔ «جایگزین مجاز» همراه با شرایط آن، اطلاعات بیشتری از ادغام بی‌قید آن‌ها در یک آیتم حفظ می‌کند.

به همین دلیل، شباهت نام، ابعاد یا ظاهر به‌تنهایی برای یکی دانستن دو قلم کافی نیست. معیار تشخیص و مرجع تأیید فنی باید مشخص باشد.

سریال کالا چیست؟ هویت یک نمونهٔ قابل‌ردیابی

سریال کمک می‌کند یک نمونه را در میان نمونه‌های یک آیتم مشخص کنیم و ویژگی‌های اختصاصی و سابقهٔ آن را پیگیری کنیم. سه الکتروموتور با مشخصات هویتی یکسان می‌توانند به یک آیتم تعلق داشته باشند و هرکدام شناسهٔ نمونهٔ خود را داشته باشند.

مشخصات مشترک از طریق آیتم در دسترس است؛ اطلاعات اختصاصی و رویدادهای هر نمونه به همان نمونه مرتبط می‌شوند. برای مثال، زمان ورود، محل استقرار فعلی، وضعیت، نتیجهٔ بازرسی و سابقهٔ تعمیرات یک دستگاه باید از دستگاه دیگر قابل تفکیک باشد.

در چارچوب GS1 نیز ترکیب شناسهٔ قلم تجاری و شمارهٔ سریال برای شناسایی یک نمونهٔ مشخص به کار می‌رود. این مثال، اهمیت تفکیک هویت قلم از هویت نمونه را نشان می‌دهد؛ کدهای داخلی مثال این مقاله، شناسهٔ GS1 محسوب نمی‌شوند. استاندارد ردیابی GS1.

سریال سازنده و شناسهٔ داخلی چه نسبتی دارند؟

شمارهٔ حک‌شده روی پلاک دستگاه و شناسه‌ای که سازمان برای ردیابی آن اختصاص می‌دهد، ممکن است متفاوت باشند. اگر قرار است سریال سازنده مبنای شناسایی قرار بگیرد، باید محدودهٔ یکتایی و شیوهٔ ثبت آن روشن باشد. لازم است بررسی کنیم شماره به‌تنهایی در دامنهٔ اطلاعات سازمان یکتاست یا باید همراه با شناسهٔ قلم و اطلاعات سازنده تفسیر شود.

در هر سیاستی، ارتباط میان شناسهٔ داخلی، سازنده، مدل و سریال سازنده باید حفظ شود. اگر پلاک ناخوانا یا اطلاعات ناقص است، بهتر است نقص اطلاعات ثبت شود و بررسی ادامه یابد؛ ساخت یک مقدار حدسی، ابهام را به دادهٔ ظاهراً معتبر تبدیل می‌کند.

هر داده را در سطح درست نگه داریم

یکی از کاربردی‌ترین بخش‌های مدل هویت سه‌لایه، تعیین جایگاه اطلاعات است. تعریف یک ویژگی، مقدار مشترک آن و نتیجهٔ اندازه‌گیری روی یک نمونه، سه موضوع متفاوت‌اند.

داده جایگاه مناسب در مدل
تعریف ویژگی «توان نامی» و واحد آن الگوی مشخصات کلاس
توان نامی قلم مشخص آیتم
کاتالوگ مدل مشخص سند مرتبط با آیتم
سریال درج‌شده روی پلاک دستگاه نمونهٔ قابل‌ردیابی
محل استقرار فعلی و سابقهٔ جابه‌جایی رابطه و رویدادهای مرتبط با نمونه
گزارش تعمیر یا نتیجهٔ آزمون یک دستگاه رویداد یا سند مرتبط با همان نمونه
قیمت خرید در یک سفارش مشخص رویداد خرید و ارتباط آن با قلم یا نمونه‌های خریداری‌شده

اگر سابقهٔ تعمیر را روی آیتم ثبت کنیم، تشخیص دستگاه تعمیرشده دشوار می‌شود. اگر مشخصات مشترک را برای هر نمونه دوباره تایپ کنیم، احتمال اختلاف میان رکوردهای یک قلم افزایش می‌یابد. اگر مقدار اندازه‌گیری‌شدهٔ یک دستگاه را جای مشخصهٔ نامی آیتم بنویسیم، اطلاعات مشترک را با مشاهدهٔ موردی مخلوط کرده‌ایم.

یک مثال کامل: از یک کلاس تا سه دستگاه

برای ملموس شدن رابطه‌ها، از شناسه‌های فرضی زیر استفاده کنیم. این قالب‌ها صرفاً آموزشی‌اند و الزام مدل به شمار نمی‌روند.

موجودیت شناسهٔ فرضی توضیح
کلاس CLS-MOTOR الکتروموتور سه‌فاز و الگوی مشخصات آن
آیتم ITM-0042 قلم مشخص سازندهٔ A، مدل X، با مشخصات تأییدشده
نمونهٔ اول UNT-0001 یک دستگاه از این آیتم، موجود در انبار
نمونهٔ دوم UNT-0002 یک دستگاه از همین آیتم، نصب‌شده روی خط تولید
نمونهٔ سوم UNT-0003 یک دستگاه از همین آیتم، ارسال‌شده برای تعمیر

اگر دستگاه چهارمی با همان مشخصات هویتی وارد شود، آیتم موجود را بررسی و استفاده می‌کنیم و نمونهٔ تازه‌ای زیر آن ثبت می‌شود. اگر نمونهٔ دوم جابه‌جا شود، هویت آن حفظ می‌شود و رابطهٔ استقرار تغییر می‌کند.

اگر قلمی با توان متفاوت نیاز داشته باشیم، آیتم دیگری تعریف می‌کنیم. تا وقتی الگوی توصیف همچنان مناسب است، همان کلاس می‌تواند آیتم جدید را پوشش دهد.

این مثال همچنین نشان می‌دهد «موجودی انبار» با «تعداد کل نمونه‌های تحت مدیریت» متفاوت است. از سه نمونهٔ ثبت‌شده، فقط یکی در انبار قرار دارد. وضعیت و محل هر نمونه در محاسبه و گزارش درست نقش دارند.

جایگاه بچ و اقلامی که تک‌نمونه ردیابی نمی‌شوند

مدل هویت سه‌لایه به معنای الزام سریال‌گذاری تک‌تک همهٔ کالاها نیست. برای بعضی اقلام، ثبت مقدار موجودی کافی است؛ برای برخی دیگر، ردیابی بچ یا لات اهمیت دارد. بچ معمولاً گروهی از یک قلم با وجه مشترکی مانند نوبت تولید است. سطح بچ و سطح نمونهٔ منفرد، دو انتخاب متمایز در ردیابی‌اند. سطوح ردیابی در استاندارد GS1.

مثلاً ممکن است ۱٬۰۰۰ متر کابل از یک بچ مشخص دریافت کنیم و سپس ۲۰۰ متر آن را تحویل بدهیم. لازم است بتوانیم مقدار باقی‌مانده و منشأ مقدار تحویل‌شده را پیگیری کنیم. اگر قرقره‌ها نیز جداگانه اهمیت عملیاتی داشته باشند، شناسایی آن‌ها می‌تواند در کنار ارتباط با بچ انجام شود.

پس ابتدا کلاس و آیتم را درست تعریف می‌کنیم و سپس روش ردیابی موجودی را انتخاب می‌کنیم: مقداری، بچی، سریالی یا ترکیبی متناسب با نیاز. ساخت سریال صوری برای همهٔ مقادیر، جای تصمیم درست دربارهٔ روش ردیابی را نمی‌گیرد.

شکل کد باید از هویت و روابط پشتیبانی کند

پس از روشن شدن موجودیت‌ها، نوبت انتخاب قالب کد است. کد ترتیبی، معنادار یا ترکیبی می‌تواند انتخاب شود؛ هرکدام باید با نیاز و ظرفیت توسعهٔ سازمان سنجیده شود. مدل هویت سه‌لایه، تعداد رقم یا پیشوند خاصی را تحمیل نمی‌کند.

در طراحی قواعد کدگذاری، این اصول راهگشا هستند:

  • محدودهٔ یکتایی را تعریف کنید. روشن باشد هر کد در کدام سازمان، فهرست یا نوع موجودیت باید یکتا باشد.
  • هویت را هنگام تغییرات معمول حفظ کنید. انتقال دستگاه یا تغییر قیمت خرید نباید باعث گم شدن پیوند آن با سوابق قبلی شود.
  • اطلاعات متغیر را جداگانه نگه دارید. محل استقرار و وضعیت باید قابل تغییر و تاریخچه‌پذیر باشند؛ گنجاندن آن‌ها در کد اصلی نیازمند توجه به پیامدهای تغییر است.
  • کدهای قدیمی را قابل ردیابی نگه دارید. هنگام اصلاح یا ادغام رکوردها، نگاشت شناسه‌های قبلی و سوابق مرتبط را حفظ کنید.
  • قواعد ایجاد و اصلاح را مستند کنید. مسئول تأیید، اطلاعات لازم و شرایط ایجاد هویت تازه باید مشخص باشند.

بارکد یا QR نیز می‌تواند حامل شناسه یا اطلاعات مرتبط باشد. برای استفادهٔ درست، باید معلوم باشد اسکن هر برچسب ما را به آیتم می‌رساند، به یک نمونه، یا به موجودیت دیگری مانند بستهٔ حمل.

طبقه‌بندی، محل استقرار و ساختار تجهیز را تفکیک کنیم

شناخت نوع کالا با دانستن محل یا کاربرد آن تفاوت دارد. یک الکتروموتور می‌تواند عضو کلاس الکتروموتور باشد، در ساختمان مشخصی قرار بگیرد و به‌عنوان بخشی از یک مجموعهٔ پمپاژ کار کند.

این اطلاعات، رابطه‌های متفاوتی را توصیف می‌کنند: تعلق به کلاس، استقرار در مکان و ارتباط جزء با کل. قرار دادن همهٔ آن‌ها در یک درخت واحد می‌تواند تغییر و استفادهٔ مجدد از اطلاعات را دشوار کند.

به‌ویژه باید محل یا موقعیت نصب را از دستگاه نصب‌شده تفکیک کرد. ممکن است الکتروموتوری از یک موقعیت باز شود و دستگاه دیگری جای آن قرار بگیرد. در این صورت، سوابق موقعیت و سوابق هر دستگاه باید قابل تشخیص باقی بمانند.

تگ‌ها و روابط می‌توانند نماهای مختلفی از همان داده ایجاد کنند، بدون آنکه برای هر نما آیتم تکراری بسازیم. هر رابطه نیز باید معنای مشخصی داشته باشد؛ «قابل استفاده در این تجهیز» با «اکنون روی این تجهیز نصب شده» یکسان نیست.

نرم‌افزار باید چه انتظاراتی را پاسخ بدهد؟

وقتی مدل مفهومی مشخص شد، می‌توان نرم‌افزار را با سناریوهای واقعی ارزیابی کرد. برای پیاده‌سازی این مدل، وجود چند فیلد با نام کلاس، آیتم و سریال کافی نیست؛ رفتار اطلاعات و روابط نیز باید با این تفکیک سازگار باشد.

انتظار مفهومی سناریویی برای ارزیابی نرم‌افزار
الگوی مشخصات متناسب با کلاس برای لوله و الکتروموتور، ویژگی‌ها و واحدهای متناسب تعریف شود.
تفکیک آیتم از نمونه برای کالای سریالی، یک آیتم با چند نمونه ثبت شود و اطلاعات مشترک نیاز به ورود مجدد نداشته باشد.
کنترل هویت قلم پیش از ایجاد آیتم، امکان بررسی اقلام موجود بر اساس مشخصات و نام‌های معادل فراهم باشد.
حفظ تاریخچهٔ نمونه دستگاه جابه‌جا یا تعمیر شود و سابقهٔ همان دستگاه قابل بازیابی بماند.
روش ردیابی متناسب برای اقلام مختلف، ردیابی مقداری، بچی یا سریالی مطابق سیاست سازمان انجام شود.
تفکیک رابطه‌ها محل استقرار، ارتباط با تجهیز و جایگزینی مجاز، با معنای مستقل ثبت شوند.
اصلاح کنترل‌شدهٔ داده تغییر مشخصات یا ادغام رکوردها با حفظ ارجاعات و سابقهٔ تغییر انجام شود.

قابلیت‌های جست‌وجو یا هوش مصنوعی می‌توانند در پیدا کردن نام‌های مشابه، پیشنهاد کلاس و استخراج ویژگی‌ها کمک کنند. نتیجهٔ آن‌ها باید در برابر تعریف کلاس، اطلاعات معتبر و قواعد تأیید سازمان بررسی شود. به‌خصوص، شباهت متنی به‌تنهایی اثبات نمی‌کند دو رکورد یک کالا هستند.

این معیارها را می‌توان برای ارزیابی قابلیت‌های شناسایی و کدینگ کالا در ایدنتو نیز به کار برد. انتظار از ابزار باید از نیاز اطلاعاتی سازمان و این مدل مفهومی استخراج شود و در یک نمونهٔ عملی قابل بررسی باشد.

برای شروع کدینگ، یک نمونهٔ محدود و واقعی انتخاب کنیم

بهتر است این مدل ابتدا روی یک خانوادهٔ آشنا و تعدادی قلم واقعی اجرا شود. مسئولان خرید، انبار و بخش فنی می‌توانند دربارهٔ اطلاعات لازم و مرز آیتم‌ها توافق کنند و نتیجه را در گردش واقعی کالا بسنجند.

۱. محدودهٔ کالاها و نیاز ردیابی آن‌ها را مشخص کنید.

۲. نام‌ها، واحدها و اطلاعات موجود را یکدست کنید؛ دادهٔ نامعلوم را با حدس تکمیل نکنید.

۳. کلاس و الگوی مشخصات لازم را تعریف کنید.

۴. ویژگی‌های مؤثر بر هویت آیتم و مسئول تأیید آن‌ها را تعیین کنید.

۵. اقلام موجود را مقایسه کنید و موارد احتمالاً تکراری را برای بررسی جدا کنید.

۶. برای آیتم‌های تأییدشده، روش ردیابی و قواعد شناسه‌گذاری را تعیین کنید.

۷. ورود کالای هم‌مشخصات، ورود قلم متفاوت، جابه‌جایی، تعمیر و اصلاح اطلاعات را آزمایش کنید.

خروجی این کار باید یک الگوی قابل‌استفاده برای تعریف کلاس، قاعدهٔ روشن ایجاد آیتم و روش معلوم شناسایی نمونه‌ها باشد. سپس می‌توان همان منطق را با توجه به ویژگی‌های هر خانوادهٔ کالا توسعه داد.

پرسش‌های متداول دربارهٔ کلاس، آیتم و سریال

آیا هر کالای تازه‌خریداری‌شده به آیتم جدید نیاز دارد؟

اگر مشخصات هویتی آن با یک آیتم تأییدشده یکسان است، معمولاً از همان آیتم استفاده می‌شود. خرید جدید، موجودی یا نمونه‌های تازه ایجاد می‌کند. ایجاد آیتم مستقل به تفاوت هویتی و سیاست تعریف قلم بستگی دارد.

آیا هر ویژگی تازه به معنای کلاس تازه است؟

افزودن یک ویژگی توصیفی لزوماً کلاس تازه نمی‌خواهد. باید بررسی شود الگوی موجود همچنان برای شناخت اقلام مناسب است یا ماهیت و نیاز توصیف کالا تغییر کرده است. اثر تغییر الگو بر آیتم‌های قبلی نیز باید مدیریت شود.

آیا از روی کد باید تمام مشخصات کالا را فهمید؟

این کار الزام مدل نیست. می‌توان بخشی از معنا را در کد قرار داد، اما مشخصات باید به‌صورت ساختارمند و قابل‌جست‌وجو نیز در دسترس باشند. کد باید به هویت درست ارجاع بدهد و قواعد آن قابل نگهداری باشد.

اگر یک دستگاه تعمیر یا بازسازی شود، هویت آن چه می‌شود؟

تعمیر معمول باید به سابقهٔ همان نمونه مرتبط بماند. اگر بازسازی، مشخصات هویتی دستگاه را تغییر دهد، لازم است تغییر با تأیید فنی و حفظ پیوند وضعیت قبلی و جدید مدیریت شود. حذف تاریخچه یا بازنویسی بی‌ردپای اطلاعات، امکان ردیابی تغییر را از بین می‌برد.